حس متفاوت

دنیا چیزی نیست که اگر کسی بدامش افتاد، هر وقت که دلش خواست بتواند از آن رها شود . بلکه خاصیتش اینست که تا انسان به دام افتاده را فرومایه نکند و آبروی او را نبرد و به زباله ای تبدیل نگرداند، رهایش نمی کند.

جوادی آملی

 

الان هیچ حسی ندارم. تقریبا خالی از حرف و پر از سکوت. سکوت هایی نه از روی اجبار که از روی اشتیاق.

دلم یه سفر می خواد به دورترین فاصله نزدیک، به آنجا که نه حس غربت داشته باشم و نه حس قربت. چیزی میان این دو.

کمی با خود باشم و خدای خودم و کمی از این حس متفاوت را که حس می کنم به اعماق استخوانهایم حتی نفوذ کرده از از ته جان بچشم.

حس می کنم چون پری هستم در آغوش باد. بادی به انتها در سفر به ناکجاآباد.

دلم می خواهد یک سفری به ناکجاآباد زندگی ام داشته باشم. آنجا که هم دریا دارد و هم جنگل. هم بیابان است و هم دشت. آنجا که کسوف و خسوف به یک باره رخ می دهد. آنجا که اگر زلزله دل زمین را خراش دهد به هیچ جای دنیا بر نمی خورد.

آنجا که سونامی از روی محبت است و ...

درد دارم. درد بی دردی! سرخوشم چون پرندگان آوازه خوانی که پرواز اوج زیبایی شان است در پهنای هستی.

گاهی می خواهم ماهی باشم در دستان باد و پرواز کنم در دل آب.

گاهی می خواهم انقدر از کوه بالا روم تا به آسمان برسم. درست مثل رویای کودکی ام که هرگاه بر پشت بام خانه می خوابیدم و به آسمان نگه می کردم، با خودم حساب می کردم که چند نردبان برای رسیدن به ان بالا و برداشتن مشتی ابر کافی است.

گاهی هم دلم می خواست روی ابرها غلت بزنم.

و حالا این حسم در دورانی که کمی بزرگ شده ام یک جور دیگر معنا می شود. الان دلم فقط تاب رفتن به کوه های شنی کاشان و غلت زن در سرمای سوزان بیایان دارد.

دوست دارم احساسی متفاوت را تجربه کنم....

دوست دارم چون حواصیل خاکستری جنگل حرا گردن بچرخانم و دنیا را ببینم.

دوست دارم در کف خلیج فارس لحظه یی بخوابم. چه حس متفاوتی است خوابیدن روی آب. وقتی گوشهایت را نیز آب فرا می گیرد و تو گویی معلق بین زمان و مکانی!

چقدر زود دیر می شود...

می گفت آخر کلامت نقطه نگذار چون تنها چیزی که هیچ گاه تمام نمی شود حرف است

 و من همیشه سه نقطه می گذارم برای اینکه بگویم

این نیز ادامه دارد... 

 

/ 2 نظر / 116 بازدید
حسین

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل]

حسین

می بینم که بالاخره اینجا آپ شد ... خودت آپ شدی ... حس‌ات آپ شده! همه چی آپ شده، آب شده، آبي شده! به رنگ دريا، به شفافي و زلالي خليج فارس و سواحل مرجاني ... [لبخند]